جليل عرفان منش

169

جغرافياى تاريخى هجرت امام رضا ( ع ) از مدينه تا مرو ( فارسي )

ميان ايشان و شيعيان را قطع و از وجود حضرت به نفع خود بهره‌مند شود . « 26 » شيخ صدوق نيز از طرح جاسوسى مأمون گزارشهايى ارائه مىدهد : هشام بن ابراهيم ( در مرو ) به ذو الرئاستين پيوست ، و ذو الرئاستين او را مقرب مىداشت و نزد خود مىخواند و او اخبار و احوال حضرت رضا عليه السّلام را براى ذو الرئاستين و مأمون نقل مىكرد . به اين سبب منزلت او نزد آنان زياد شد و از احوال حضرت رضا عليه السّلام چيزى از آنها پوشيده نمىماند تا آن كه مأمون او را دربان آن حضرت قرار داد و او از رفت و آمد مردم نزد آن بزرگوار جلوگيرى مىكرد ، مگر آنان را كه خود دوست مىداشت ، و بر حضرت رضا عليه السّلام تنگ مىگرفت و آن جناب در خانهء خود تكلم به چيزى نمىفرمود ، مگر آن كه هشام به مأمون و ذو الرئاستين خبر مىداد . « 27 » دستخط امام بر عهدنامهء ولايتعهدى امام رضا عليه السّلام در دست‌نوشتهء خويش بر سند ولايتعهدى ، مواضع خود را نسبت به پذيرش اين منصب اعلام مىكند . « 28 » از آنجا كه متن اين سند از سوى مأمون تنظيم شده بود ، قبل از هر گونه اظهار نظرى دربارهء دست نوشتهء حضرت بايد به شرايط زمانى و موقعيتى كه امام عليه السّلام در آن قرار گرفته بود توجه كنيم ، در چنان شرايطى است كه مىتوان به ارزش واقعى و مفاد دست نوشتهء حضرت رضا عليه السّلام پى برد ، بخصوص زمانى كه قرار بود اين سند در سراسر قلمرو حكومت عباسى منتشر شود . امام عليه السّلام در پشت عهدنامه اولين سطر را با اين عنوان آغاز مىكند : « ستايش

--> ( 26 ) - دكتر شيبى ، در كتاب خود مىنويسد : « امام رضا عليه السّلام پس از وليعهد شدن ديگر تنها نبود ، بلكه اهل سنت ، زيديه و ديگر فرقه‌هاى متخاصم شيعه ( مخالفان حكومت عباسى ) همه بر امامت و رهبرى وى اتفاق كردند . » ر . ك . به : الصلة بين التصوّف و التشيّع ، ص 256 به نقل از جعفر مرتضى حسينى ، زندگانى سياسى هشتمين امام ، ص 137 . ( 27 ) - شيخ صدوق ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ، 2 و 9 / 393 . ( 28 ) - جهت اطلاع از متن كامل عهدنامهء ولايتعهدى و دستخط امام عليه السّلام بر پشت آن . ر . ك . به : يادداشت شمارهء 4 .